پژوهشگران اعلام کردند: خنده عامل انقراض نسل بشر خواهد بود

دانلود فیلم و سریال دانلود فیلم و سریال


بلند شدم رفتم بیرون. چی بود چی شد؟ نمی‌دونم. حدس بزن چی شد؟ نوشتم <چی بود چی شد؟ >، کیبوردم <نمی‌دونم> رو حدس زد. حتی نذاشت تایپش کنم. همه‌چیو عوض کرد. بعدش، به این فکر کردم که، خوب، چکار میشه کرد؟ معمولا خواننده عاقل از همین‌جا طنابو ول میکنه میره. "کلیشه". آره خواستم بامزه باشم. "دوباره". حالا من از وقتی تحت تاثیر سخنرانی آخر چارلی چاپلین تو فیلم دیکتاتور بزرگ قرار گرفتم، دیگه روم نمیشه فکر کنم، همه‌ش حس می‌کنم. حس کردم، دیدم کثافت همه‌جا رو گرفته. یه فیلمی بود a caffee in Berlin. گفتم خب که چی؟ بعد گفتم مگه هجده سالته که میگی خب که چی؟ آقای انصاری انتقاد کرد، چندتا نیش هم زد، بعد گفتیم خب حل شد خدا رو شکر دیگه. بریم سرانه مطالعه کشورو بالا ببریم. دوست یاشار توییت میکرد که حق اقلیت است به زبان مادری تحصیل کند. بچه‌ها هم توییت‌های اکانت انگلیسی ویتگنشتاین رو بازنشر می‌کردند. ممد پرسید اختلال ترس اجتماعی چیه؟ آقای طالبی گفت اختلالی که طرف باید دو تا بادیگارد استخدام کنه با اونا بیاد بیرون. ممد گفت بسه دیگه، کرکتر اضافه نکن، خواننده گیج میشه. گفتم کی؟ مختار عیوض‌اف سوار اسب بر دشت زیر غروب می‌تازید؟ شمنی که به سبک سربازای ویتنامی استتار کرده بود با تیرکمون کله‌پاش کرد. چارلی چاپلین گفت حسش کردی؟ گفتم رازهاتونو نگه دارین ها، جنگ بشه بکارتون میاد. یکی که سعید می‌گفت اسمش صادقه و تو ارمنستان برای حمل علف دستگیر شده جلوی چشممون اعدام شد. بابام فیلم گرفت بعدا به آقای دنیرو نشون بده. گفت این نهایت ابتذاله، سعید روستایی باید ازش فیلم بسازه. عیوض‌اف مشک‌شو آورد گفت دارم میرم آلمان دم مشک‌مو درست کنن. ممد گفت با شمنه میخوای چکار کنی؟ گفتم میکنمش بادیگاردم. خواننده گیج گفت: زمستون خدا سرده دمش گرم. دوست یاشار و آقای انصاری صحنه رو ترک کردند و برای این مسخره‌بازی‌ها چندتا نطق مرتب ایراد فرمودن. چارلی چاپلین گفت من با عیوض‌اف میرم، کثافت دنیا رو هم میریزیم تو مشک، راین خالی می‌کنیم. بچه‌ها توییت کردند که پرواز پانداها به غرب وحشی با تاخیر مواجه شده. اکانت انگلیسی ویتگنشتاین توییت کرد که پاندا وجود ندارد. سعید رفت ارمنستان تو اعتراضات علیه ممنوعیت مواد مخدر شرکت کنه. دیدیم شمنه نیست. ممد گفت حالا چی؟ گفتم بابام هست. بابام گفت این اینترنت کی وصل میشه؟ آقای طالبی بلند شد گفت من یه دست به آب برم با اجازه‌تون. ممد طنابا رو از زیر تخت درآورد، دستمو گرفت گفت ما میریم طناب بازی. تا طلوع آفتاب طناب زدیم. ممد گفت بزن برای برطرف شدن استرس خوبه. داشتم حسش می‌کردم. خودمو می‌دیدم از پشت ابرا درومدم و سارا با اخم نگام می‌کرد. ممد زد تو گوشم: هوشیاری یا مست؟ سارا گفت الان تو سنی نیستی هوشیار نباشی. ترسیدم. تند تند طناب زدم. خواننده گیج رفت پشت ابرا. ممد و سارا مست کردن سردشون نشه تو برف. چارلی چاپلین زنگ زد گفت شمنه شمن نبود، سرباز جنگ ویتنام بود، الان هم تو مشکه داریم خالی میکنیم تو راین. گریه‌م گرفت. تلفنو زدم تو دیوار. دیوار رفت کنار شتر اومد بیرون. خندیدم گفتم اصله؟ هیچ‌کس جواب نداد. خنده‌م خشک شد رو لبم. شیر شترو دوشیدم نوشیدم. خدا گفت دیدی هواتو دارم تو روزای دشوار؟ گفتم شتر میخوام چکار؟ شمن میخوام. ابر باریدن گرفت. طنابارو آب برد. بلند شدم رفتم بیرون. گفتم ویتگنشتاین وجود ندارد. یه خلائی اومد همه‌جا رو دربرگرفت. صدای خواننده گیج تو گوشم بود که داشت با خودش پچ‌پچ می‌کرد می‌خندید. 



مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها